پایگاه اطلاع رسانی استاد یزدانپناه

درخواست تماس       تلفن: (98) -----------  گفتگو با ما

نکاتی دربارة شیوة تحصیل، تحقیق، نگارش و تدریس فلسفه
1399/2/14


باسمه تعالی
بیانات استاد یزدان پناه در مورد شیوه هاي تحصیل اسفار و نیز نکاتی در مورد پژوهش و نگارش فلسفی و
آغاز تدریس فلسفه 1
شیوة تحصیل کتاب اسفار
سؤال: نحوة خواندن جدي اسفار چگونه است؟ چه کارهایی حین تحصیل لازم است و چه کارهایی را
براي دورة تحقیق باید بگذاریم؟ آیا اصلا دورة تحقیقی لازم هست و یا آن کارها را ضمن تحصیل اسفار باید
انجام داد؟ تتبع حین تحصیل اسفار چگونه باید انجام شود؟ چه کارهایی را پیشنهاد می دهید؟
نیز در مورد وقتی که روزانه براي مطالعۀ اسفار اختصاص می دهیم، اولویت ها کدام است؟ آیا آثار دیگر
اسفار، حواشی بر اسفار یا آثار دیگري؟
پاسخ استاد:
بدایه الحکمه و نهایه الحکمه باید قبلا کار شده باشد. نیز اشارات باید خوانده شود. از کارها و دروس استاد
حشمت پور استفاده کنید. سبک و سیاق ویژه اي دارد فلسفۀ مشاء و استخوان بندي هاي ویژه به انسان می دهد. کلا
براي اینکه بعدا بتوانید حکمت متعالیه را خوب کار کنید، باید مشاء را خوب کار کرده باشید. استخوان بندي هایی
ویژه دارد و می دهد و کمک می کند. منظور این نیست که همه اش درست است. بنده معمولا تعبیر می کنم که مشاء
فلسفۀ خام است، اما اصلش خیلی عالی است و در عین حال استخوان بندي هایی به انسان می دهد در کار دلیل و
برهان آوردن. البته سبر و تقسیم هاي بیهوده زیاد دارد و گاه خیلی ذهنی است و خلل هایش را در روح کار فلسفۀ
اشراق باید اشباع کرد. دلیل اینکه فلسفۀ بوعلی گاه براي ما نامفهوم است این است که گاه خیلی ذهنی و نه
خارجی برخورد می کند.
هر چه سرمایه گذاري روي اسفار بکنید مفید است. بنده جلد اول اسفار را دوبار خوانده ام. جلد دوم را هم
تقریبا دو بار (غیر از اواخرش) خوانده ام. یک دور در درس استاد حسن زاده و یک دور درس استاد جوادي آملی.
در دورة اول مباحثه داشتیم و در دورة دوم بعضی از جاها را مباحثه کردیم. جلد شش اسفار هم همین طور مهم
است.
1. این متن حاصل جلسۀ گفتگو و مشاورة آقایان صداقت و بغدادي با استاد یزدان پناه در مورد تحصیل کتاب اسفار است که در تاریخ
1391/9/22 انجام شده است.
3
از تعطیلات استفاده کنید. تعطیلات خیلی برکت دارد. دست بجنبانید. البته فشار بی خود نیاورید.
شما خودتان هم کار کنید ولو درس استاد آرام پیش می رود. مثلا استاد جلد دوم اسفار را شروع کرده اند، شما
خودتان جلد شش را شروع کنید و نگذارید بماند. البته با استاد هم همراهی کنید. [جاهایی را که مطالعه کرده اید،
بعدا هم در درس شرکت کنید.]
نحوة تحصیل 9 جلد اسفار
کل 9 جلد اسفار را باید خواند. ما روش خواند اسفار را اینگونه پیشنهاد می دهیم:
جلد اول و ششم درس گرفته شود و مباحثه شود.
جلد دوم را می شود مباحثه کرد و برخی جاها مباحثه هم اگر نشود، اشکالی ندارد. (اوایلش حدود 150
صفحه مباحثه می خواهد ولو درس هم گرفته نشود)
جلد سوم: بخشی از جلد سوم درس گرفته شود و بخشی از آن مباحثه شود.
جلد چهار و پنج و هفت مطالعه شود.
جلد هشتم مطالعه شود و اگر یک دور مباحث نفس درس گرفته نشده است، مباحثه هم بشود.
جلد نهم هم مطالعه شود و اواخرش در صورت تمایل، مباحثه شود.
هنگام تحصیل جلد اول، تمام حواشی و شروح موجود را بخوانید. آنجاهایی را که احساس می کنید اهمیت
دارد، علامت بگذارید و مشخص کنید. خودتان هم حتی نظر بدهید. کتاب را نباید خام نگه داشت، باید علامت
گذارد و با علائم، کتاب و متن را غنی کرد؛ مثلا مطلب اول و دوم و سوم. هر چه توضیح و فهم پیدا می کنید که
متنی را با آن حل می کنید، یادداشت کنید (ولو کنار کتاب). اینها براي حل شدن متن اسفار است. حواشی و مطالب
و شروح استاد حسن زاده و استاد جوادي را تا می توانید در برنامه و مباحثاتتان اعمال کنید و در کار داشته باشید.
بحث قبول همۀ آن مطالب نیست، بل اینها تقریرهاي زندة امروزي است. استاد حسن زاده گاه نکات خیلی دور را
هم می آورد. این مطالب را براي مباحثه استفاده کنید.
در مباحثه به متون دیگر صدرا هم مراجعه کنید. هم با نرم افزارها و هم از طریق تورق. نیز آثاري که فهرست
موضوعی این آثارند (مثل الهادیۀ ولو چندان قوي نیستند). مراجعه به حواشی و سایر آثار صدرا، بهانۀ ارتباط و
قوت است.
کار دیگر، ارتباط دادن متون خود صدرا در اسفار با هم است. مثلا این متن صدرا در جلد اول را با متن
دیگري از او در همین جلد اول ارتباط دهید. این شیوه را ما در کار استاد حسن زاده مقداري دیدیم. بعد برهان شفا
را که می خواندیم، این کار را تجربه کردیم. مثلا می دیدیم متنی چندان واضح نیست اما در چند صفحۀ بعد توضیح
داده است. بعد آدرس می دادیم در هر دو جا و به هم ارجاع می دادیم. همینطور، بعدا هر آدرسی ما را به چند جا
4
مرتبط می کرد و کل کتاب به هم وصل شد. این کار را تا می توانید در کارتان داشته باشید. در همین زمینه از آثار
دیگر صدرا هم استفاده کنید. این کار، شما را به فهم اجتهادي متن فلسفی صدرا می کشاند. می توانید یقین کنید که
حرف اصلی صدرا چیست، ولو در جاهایی طور دیگري سخن گفته است.
کار دیگر: صدرا از متون دیگر خیلی استفاده کرده و گاه عین عبارات را آورده، مانند المباحث المشرقیۀ. در این
موارد به اصل آن متن مراجعه کنید. مثلا می بینید در مباحث مشرقیه پنج سطر هست که صدرا چهار سطر را آورده
است. این کار باعث می شود که بفهمید صدرا کجاها دارد فاصله می گیرد. این کار را هر چقدر شد انجام دهید. البته
مطلب اول و اصلی حل متن و احساس قوت در فهم متن است. بتوانید بفهمید و تحلیل از متن ارائه بدهید. متن
محور اول و آخر کار است. اما کارهایی را براي قوت باید انجام داد.
بحث هاي نهایی صدرا خیلی مهم است. در این مورد، کتبی مانند مشاعر، عرشیه، تعلیقات بر حکمت الاشراق،
و شواهد الربوبیه و رساله شواهد الربوبیه، تفسیر ایشان (نوعا جلد 1و 2و 3 تفسیر؛ زیرا صدرا بقیه اش را قبلا نوشته
است)، مفاتیح الغیب، شرح اصول کافی (که از آثار آخري صدرا است) مهم است. رسائل قدسیه هم خوب است؛
زیرا خلاصۀ الشواهد الربوبیه است و اندکی بیش از شواهد دارد، خلاصۀ اسفار است. مظاهر الهیه و اسرار الآیات
هم در رتبه هاي بعدي هستند.
تحقیقات حاجی سبزواري هم مهم است. شرح منظومه و حواشی حاجی بر شرح منظومه را اهمیت دهید که
گاه نکات خیلی خوبی دارد. در حواشی حاجی بر خود اسفار هم اینگونه است که خیلی جاها نکاتش عین عبارات
صدرا در متن دیگري است. گویا حاجی تلاش کرده در فهم عبارات، تمام بحث هاي صدرا را کنار هم بنشاند و به
نتیجه اي برسد، لذا یکی از کسانی است که کار فنی در فهم متون صدرا انجام داده است. نیز ایشان گاه سعی کرده
تحلیل هایی از خود داشته باشد. در این زمینه حواشی ایشان بر شرح منظومه اهمیت دارد.
آقاعلی نوري در بحث هاي توحید خیلی خوب است و باید به ایشان توجه کرد. آقاعلی مدرس هم قوت دارد.
تقریرات شهید مطهري را که مرتبط است (مانند بحث اصالت وجود) اهمیت دهید. دانستنش مفید است. مقرر
قوي اي است و در مواردي تلاش هاي فنی (و گاه اولین تلاش هاي فنی) را ارائه داده، مانند اصالت وجود، حرکت
جوهري، معقولات ثانیه.
مدرس زنوزي هم خوب است. استاد مصباح یزدي هم به دلیل اعتراضاتی که کرده است قابل توجه است.
شیوة تحقیق و تتبع
از همین الان که تحصیل می کنید باید تتبع را شروع کنید. اصالت به فهم متن داده شود، اما تتبع هم شروع
شود. برخی از موارد را استاد ارجاع می دهد و برخی را هم خودتان باید پیدا کنید. اصالت وجود، ماهیت و ... را که
5
حتما باید با آن کنار بیایید. رویکرد تتبعی و تحقیقی را از همین الان اشباع کنید و در جاهاي مهم و حساس داشته
باشید.
رویکرد تحقیقی این است که سعی کنید به نتیجه اي برسید. البته اولا سعی کنید به تقریري قوي برسید و
جوانب کار را بیان کنید. بعد از تقریر، انظار و تقریرهاي دیگران را که ببینید، برایتان ایجاد سؤال می کند. خودتان
هم سؤال مند می شوید. تا سؤال مند نباشید نه تتبع خوب و نه تحقیق جدي انجام می شود. پس، اول تلاش تقریري
است و بعد نگاه به نظرات دیگران. بعد از آن و بعد از سؤال مند شدن، ممکن است احساس کنید که تقریر جدیدي
لازم است، بلکه نظر جدیدي سر در می آورد. البته این رویکرد نباید طوري باشد که خللی به اصل درس وارد کند.
تعبیر رویکرد کردیم، یعنی از الان جهت گیري پیدا کنید، نه اینکه کار اصلی باشد.
کاري که بعدها باید انجام شود، این است که به پرسش هایی برسید که تا حال در سنت فلسفی ما بدان
نپرداخته اند و پاسخش وجود ندارد. در اینجا باید مستقلا کار کنید. بر اساس این سنت، پاسخ این پرسش ها را
بدهید. این کار هم شما را قوت می دهد و هم کار تحقیقی در نهایت باید به اینجاها بکشد. گاه می بینیم در سنت ما
حرف درستی هست، اما خُلل و فُرج دارد. باید بدان ها پرداخت و این خلل ها را رفع کرد.
کار دیگري در مورد تحقیقات: یک دسته از موضوعات را مشخص کنید و برخی از آنها را مفصل کار کنید.
مثلا موضوعی خاص را مشخص کنید و به شکل بنیادین کار کنید. تمام آنچه که تا حال گفته اند را بیاورید. خلل و
فرج را پیدا کنید و به خود اجازه دهید که حرف بزنید و به نتیجه برسید. شیوة کار تحقیقی عمیق همین است. این
باعث می شود که بعدها در مورد هر چه که می خوانید، همین شیوه را اعمال کنید.
بنده موقعی که نهایه می خواندم از ایرادهاي استاد مصباح خیلی استفاده کردم. غالب آنها را قبول نکردم اما من
را مجبور کرد که کار کنم.
بعدها باید سمت و سویی به روز بگیرید. مثلا تزریق حکمت متعالیه در تمدن اسلامی چگونه است؟ این
سؤالی است که فضاهاي جدیدي را باز می کند و ما را خیلی به روز می کند. یا بحث هاي معرفت شناسی که ما
احساس می کنیم هنوز خلل هایی وجود دارد. البته در معرفت شناسی کسی باید وارد شود که قَدر باشد یا استاد
قدري داشته باشد که او را راه بیاندازد تا خود فرد بتواند کار را ادامه دهد. هر کسی نباید وارد معرفت شناسی بشود.
بنده هنگام بحث حکمت اشراق، متوجه شدم که خللی وجود دارد و این سؤال را داشتم که اشراق و شهود
چگونه به درد فلسفه می خورد؟ چگونه بحث هاي شهودي می تواند در فلسفه راه پیدا کند؟ 1 در فلسفۀ اسلامی در
مورد خیلی از خلل و فرج ها را فکري کرد و راه حل ارائه داد. خود بنده به اندیشۀ جدیدي رسیده ام (البته اصلش
1. استاد: ما در این زمینه مقداري در درس هاي حکمت اشراق و مقداري هم در دروس حکمت صدرا بحث کرده ایم.
6
در فضاي عمومی وجود دارد): هستی شناسی اجتهادي در متون دینی در کنار کاري که استاد عابدي شاهرودي
مطرح کرده است. این اندیشه براي خیلی از کارهاي ویژه راه گشاست.
نگارش
در کار پژوهش باید مقاله نویسی هم داشته باشید. از مقاله کم کم به رساله و کتاب برسید. رویکرد پژوهشی به
فراهم آمدن پژوهش می انجامد. دسته اي از این پژوهش ها در تدریس می ریزد، دسته اي در تحقیقات مباحثه اي (در
مباحثه تحقیقاتتان و نتایجی را که بدست آورده اید ابراز کنید)، و دسته اي دیگر هم در مکتوبات باید بریزد.
براي اینکه زمینۀ تألیفات آماده شود، 1 جاهاي مهم درس استاد را تقریر کنید و بنویسید و سعی کنید قلم فنی
براي بیان فنی را بدست بیاورید. نیز دسته اي از کتب معیار در نگارش فنی را مکرر بخوانید. برخی از آثار شهید
مطهري و آثار استاد عبودیت در این زمینه قابل عرضه است. بعضی از قلم هاي آقاي شیروانی روان است (فقط از
جنبۀ روان بودن مطرح می کنیم نه قوت فلسفی). باید پیدا کنیم که در کار فلسفی قلم معیار فنی چیست. بنده
معتقدم گویایی و رسایی، وضوح و عدم ابهام و شیوة ورود و خروج، مهم است. نیز ساختار بسیار اهمیت دارد.
فضاي تفکر در ساختار ریخته می شود و ساختار، فضاي تفکر را خط می دهد. نیز دسته بندي ها، تقدیم و تأخیرها
وتأکیدها مهم اند. ادبیات فنی و به دور از زبان محاوره لازم است. به روز نویسی را هم باید توجه کنیم و قلم ما
نباید کهنه باشد.
آشنایی با فضاهاي جدید
آهسته آهسته و بعد از گذراندن سطوحی از تحصیل، لازم است با فضاهاي جدید آشنا شوید: فلسفۀ غرب،
فلسفه هاي مضاف، تاریخ فلسفۀ اسلامی و غرب و کلام جدید و دیگر چیزهایی که نیاز بدان دارید. این کار را آرام
آرام انجام دهید. در اوقات تعطیلات بیشتر وقت بگذارید.
تدریس
هر گاه احساس کردید قوت فلسفی اي برایتان پدید آمده، فرصتی را قرار دهید و تمام متن بدایه الحکمه را
حل کنید و ارتباطات متن بدایه با خودش و با نهایه را بدست آورید و ... . این کار باعث می شود که قوت تقریر
پیدا کنید و تحلیل ها و تقریرهایتان مطابقت بیشتري با متن پیدا کند و غنی تر شود و طلبه اي که در درس شرکت
می کند احساس می کند که شما در فضا هستید و قوت دارید.
1. البته برخی ها دست به قلم هستند و آمادگی دارند.
7
البته من معتقد نیستم کسی که خوب دارد درس می خواند، لزوما باید درس هم بدهد. اما طوري درس بخواند
که رویکرد تدریسی هم داشته باشد.
وقتی چند بحث اصلی فلسفه حل بشود، مانند اصالت وجود، تشکیک وجود، وجود ذهنی، وجود رابط و
مستقل، و حرف استادتان در بدایه را هم خوب می دانستید، و خودتان هم بدایه را خط به خط حل کردید و به
تقریر اجتهادي هم رسیدید، می توانید تدریس را آغاز کنید. رویکرد تتبعی را هم داشته باشید و در درس اعمال
کنید (آدرس بدهید و طلبه احساس کند این را). حلقات تدریس را هم ادامه دهید: بدایه، نهایه، اشارات، اسفار.
البته تدریس آنقدر نباشد که ادامه تحصیل دروس رشتۀ معقول را تحت پوشش قرار دهد. مسیر تلمذ باید
ادامه یابد.
براي این گونه از کارها می توان یک تابستان را صرف کرد و و کار را آماده کرد.
بعد از حل کردن متون و آماده کردن مطالب، هر بحثی را مجدد بخوانید و از خود بپرسید که چگونه باید آن
را بیان کرد؟ از کجا شروع کنم، چه فضایی را منتقل کنم و ... . اوایل این کار لازم است اما بعدها کم کم مهارت
می یابید و این مرحله دیگر لازم نیست.
پایان