پایگاه اطلاع رسانی استاد یزدانپناه

درخواست تماس       تلفن: (98) -----------  گفتگو با ما

معنویت،عرفان و دین۲

متن صدا

یزدان پناه در ابتدا در پاسخ به این پرسش که چه تفسیری از خدا در عرفان و گرایش های عرفانی داریم و اینکه مراد از حق چیست؟، گفت: در فضای عرفان خداوند سبحان به گونه ای هستی اش مطرح می شود که تمام هستی را در برمی گرد و با یک وجود روبرو هستیم و همه چیز جزو مظاهر و جلوه او می شوند. آن حق واحد و بی انتها و بسیط و نامتناهی است. نفس توجه به این خصیصه ها ما را به این می رساند که حقیقت نامتناهی کل هستی را پر می کند و دیگران در ظل این حقیقت معنا پیدا می کنند و به آن تجلی حق گفته می شود.

وی بیان کرد: عده ای تصور می کنند وقتی عرفان، خداوند را حقیقیت اصلی عالم می پندارد تمام موجودات و مخلوقات حذف می شوند، اما اینطور نیست. در اندیشه حقیقی، حقیقت محیط نامتناهی است که همه جا را گرفته اما نفس احاطه آن کثرات را در خود هضم کرده نه اینکه کثرات نیستند. فرشتگان و پیامبر و دیگر موجودات وجود دارند و دارای تفسیر تجلی می شوند. در این دستگاه نسبت همه موجودات و مخلوقات با حق نسبت صاحب تجلی با تجلی است.

وی ادامه داد: حق وجود واحد حقیقی و متشخص است. خدای شخصی خدای دارای حیاتی است که تعامل شخص دارد نه شیء. از این منظر خدا هم شخصی و هم فوق شخصی است. یعنی خدای شخصی را در اولوهیت و اسم حی باید پیدا کرد اما خداوند سبحان فوق الوهیت است در عین اینکه جلوه الوهیتت هم دارد. پس خدای واحد شخصی به معنای جلوه حضرت حق است که با هویت حق جلوه کرده است اما در واحد متشخص، خدا واحد احد متشخص و حقیقت واقعی عالم است. اینطور نیست که در تفاسیر متعدد خدا هم متعدد شود. باید تفسیرها بررسی شود تا مشخص شوند که قابل تبیین هستند یا خیر؟ تبیین از سه راه عقل و وحی و شهود ناب برتر امکانپذیر است.

یثربی در پاسخ به این سوال که آیا می توان ادعا کرد در نحله های عرفانی با یک خدا مواجهه هستیم یا چند خدا؟ گفت: در عرفان های مختلف به جای عنوان خدا حقیقت واحد و حقیقت یگانه یا احد استفاده می شود اما در عرفان اسلامی رابطه انسان و خدا رابطه ظریف و زیباست. یکی از جاذبه های عرفان همین رابطه است.

وی افزود: این رابطه دارای سه مرحله است: در یک مرحله او جلوه می کند و جلوه ها از او جدا می شوند. در مرحله دوم این جدایی زمان می برد تا دوباره به وصال برسد. مرحله سوم  دیریاب وصال است. به تعبیر من امانت عرضه شده به انسان که آسمان نتوانست آن را حمل کند با نگاه شریعت تکلیف است و با نگاه عرفانی رابطه نازِ معشوق با عاشق است. یعنی خواستن در عین نخواستن و راندن و خواندن. عالم عرفان احساسی است نه فلسفی و تفسیر عقلی.

یثربی با بیان اینکه با معیار جاذبه های درونی و بیرونی می توان فهمید که در جستجوی خداوند هستیم، بیان کرد: عارف در عالم عرفان رنج می کشد و امیدوار می شود که تقرب پیدا کرده است اما می بیند هر چه نزدیک تر می شود فاصله بیشتر می شود. این رابطه بسیار ظریف است. اگر ما بخواهیم عرفان را در جامعه نشر بدهیم باید زبان خوبی داشته باشیم. اصطلاحات عرفان نظری مناسب تحصیل است. این زبان را باید به با ادبیات روشن و رمان توضیح داد.

وی افزود: من به فرزندانم توصیه نمی کنم که به دنبال عرفان نروند اما می گویم که بیهوده نروند زیرا باید حال عرفان پیدا کنند.  این راه مانند شریعت روشن نیست. راه روشن در پرتو قرآن و شریعت وجود دارد اما در این راه احساسی و پرپیچ و خم باید مشاور و امین داشته باشید.

یزدان پناه در ادامه گفت: آیا عرفان فقط فضای احساس دارد یا فضای عمل و عقلانیت و عمل هم دارد؟

یثربی در جواب گفت: بله! عرفان دارای فضای عمل و عقلانیت و عمل هم است اما رابطه بیشتر احساسی است. به غیر از عرفان نظری در متون مولوی و عطار فضای احساسی وجود دارد. عرفا متفق القول هستند حالات و تجارب عرفانی بیان پذیر نیستند.

رمضانی در پاسخ به این سوال که ما در عرفان ها با یک خدا مواجهه هستیم یا چند خدا؟ گفت: بشر امروز به دنبال آرامش است. و به دنبال چیزی هستند که می خواهند عطش آنها را سیراب کند. در این جستجو عده ای به آب می رسند و سیراب می شوند اما عده ای هم به جای آب دچار سراب می شوند. نه تنها عطش فرو نمی نشیند بلکه بر عطش آنها افزوده می شود. شاید ارامش کاذب برای آنها بوجود بیاورد اما موقتی است.

 

 وی ادامه داد: بشر امروز باید از انسان کامل و به حق رسیده پیام را بگیرد. اگر در مسیر انسان کامل قرار بگیرد روز به روز عطش کمتر می شود.

پورحسن در ادامه گفت: رابطه دوستی با خداوند باید به طور ظریف بیان شود. یکی از مشکلات ما حجم اصطلاحات ثقیل و دیریاب و کمیاب عرفانی است و زبان باید ساده باشد. بقیه گرایش ها می توانند آرامش موقتی بدهند اما ما چه تعریفی از آرامش داریم؟

رمضانی افزود: در راستای پیام انسان کامل قرار گرفتن فرمول درستی است که انسان ر ا به آرامش واقعی می رساند. برای عملیاتی شدن نیاز به مولوی و عطار زمان داریم. باید آثاری مانند منطق الطیر با داستان های جذاب در این زمان داشته باشیم.

یثربی درباره آثارش که با زبان احساسی به نگارش درآورده گفت: چهار کتاب در حوزه ادبیات نوشته ام. کتاب آب طربناک، کتاب زبان شمس و زبان مولانا، رمان قلندر و قلعه و رمان صلیب و صلابت.

یزدان پناه با بیان اینکه فضای احساسی عرفان را در ساحت طریقت و حقیقت و سلوک جدا نمی کنیم گفت: واقعیت عرفان فقط دادن احساس نیست بلکه موج معرفت وجود دارد. حکمت عارفانه یا عرفان نظری میراث عرفاست. معتقدم اگر فضای عرفان را با وضوحی که باید داشته باشد ارائه نکنیم، نمی توانیم توقع داشته باشیم شخصی که به دنبال آرامش است، به آن دست یابد. وضوح آن نیازمند کسی است که از این تحقیقات اطلاع داشته باشد.

وی افزود: در یک ساحت جوانان و اجتماع بهره از عرفان می برند و ساحت فرهیختگانی هم چگونگی انتقال معانی است. در ساحت فرهیختگان ابتدا باید به معارف دست یافت. آیا در شریعت در باب خدا اوصافی آورده می شود و از ما می خواهد ایمان بیاوریم و یا صرفا از طریق احساسی ایمان بیاوریم؟ دین قرار است تعامل احساسی را برقرار کند. من به احساس معتقدم اما احساس اگر کور شود کنترل نمی شود.

وی بیان کرد: آقای یثربی اگر بخواهند جاذبه را منتقل کنند مطالب درست را منتقل می کنند حتی اگر جاذبه زیاد داشته باشد. مانند غرایز شهوانی. شریعت غریزه را حذف نکرده اما سمت و سو به سوی جامعه حکیمانه و همراه با فضیلت داده است. آیا فطرت به دنبال آن است که شهوت را حذف مطلق کند؟ در بعضی از عرفان ها معتقدند شهوت به طور مطلق باید حذف شود. این عرفان با عقل و شریعت و فطرت سازگاری ندارد.

یزدان پناه گفت: محدوده عرفان نظری یا کارهای معرفتی و علمی عمیق در عرفان عملی نباید حذف شود و برای جامعه فرهیختگانی مورد استفاده قرار بگیرد اما زبان ساده شود. در شریعت هم باید امور ساده سازی شوند مانند اسرار و رموزی که در نماز وجود دارد. باید عرفان به حق ساده سازی شده جاذبه دار بوجود بیاوریم و لازمه آن متخصصان ویژه و هنرمند است. نباید عمق عرفان حذف شود زیرا در این صورت تبدیل به عرفان های وارداتی یا کاذب و نوظهور می شود.

وی با بیان اینکه بعضی از عرفان ها اصولا عرفان نیستند، گفت: بعضی از آنها خدا را محور قرار نمی دهند ولو باطن گرایی هم داشته باشند. هرگونه تمایل به باطن نباید به عرفان یاد شود، لذا باید معیار داشته باشیم حتی در عرفان معیارها گفته شده است. معیارها هم با عقل، دین، فطرت و شهودات بزرگان شان محک زده می شود. برای جاذبه جوانان احساس به تنهایی کافی نیست و تبیین عقلانی درست هم جاذبه دارد.

یثربی درباره این پرسش که آیا جریان های عرفانی را با عنوان بنیادهای اصیل یاد می کنید و آیا جانب عقلانیت را بگیریم یا جانب معنویت را؟ گفت: نقد قوای معمولی ماست و اسلام هم به آن تاکید کرده است و ما را از شاهد به غایب و از ظاهر به باطن می رساند. اما اگر از من بپرسند که من عقل را اساس قرار داده ام ولی ماورای عقل را انکار می کنم یا خیر؟ می گویم من ماوراء را اگر با عقل اثبات شود قبول می کنم.

رمضانی درباره اینکه آیا جریان های عرفانی نوظهور قابل نقد هستند یا خیر؟ گفت: امام صادق (ع) فرمود: عمود شخصیت انسان عقل است. من با صحبت آقای یثربی که تکیه بر عقل می کند موافق هستم اما جایی که می گوید عرفان با عقلانیت متفاوت است موافق نیستم. در فضای عرفان و دین و تعبد باید از عقلانیت بهره داشته باشیم. در مسائل دینی عبادات به دو قسم تعبدی و تعقلی تقسیم می شود. عبادات تعبدیات باید رنگ تعقل بگیرد تا تعبد قابل دفاع و عقلانی داشته باشیم. اگر نسل جوان اساس شخصیت خود را عقلانیت بداند و عمل کند، بسیاری از مشکلات حل می شود.

یزدان پناه هم تصریح کرد: حقیقت فطری انسان با عقل سازگار است. برخی اندیشمندان پایه معرفتی عقل را از بین بردند اما میان مردم و جوانان این گونه نیست.

رمضانی در ادامه گفت: هدف دین و پیامبران احیای عقلانیت بود. اگر اندیشمندان و هنرمندان عقلانیت را احیا کنند و عرفان و دین و معنویت را به ارمغان بیاورند راه بسیاری رفته ایم.

یزدان پناه درباره اینکه چه مقدار از دینداری انسانهای ما بر اساس استدلال عقلانی و چه مقدار بر اساس دلدادگی است؟ گفت: عقل تفاسیر متعددی دارد. من معتقد به عقل می آلود و همراه با عرفان هستم و سنت اسلامی معقول ما به اینجا کشیده شده است. این عقلانیت با زبان ساده هم صحبت می کند و دارای جنبه احساسی است. در بطن آن احساس عقلانیت وجود دارد. در فطرت و ایمان عقلانیت حذف نمی شود. احساس دارای سهم بسیاری است اما معرفت هم در آن موج می زند.

وی افزود: تبیین عقلانی درست و جاذبه عقل می آلود و شریعت پذیر برای جوان توضیح داده شود تا به راحتی فهم پیدا می کنند. در فضای مدرن غربی انسان محوری اصل است اما در سنت اسلامی به گونه ای عقلانیت تفسیر می شود که حتی آرامش را در ذیل توحید می داند. باید بسط عمومی از ناحیه فرهیختگان و هنرمندان به سطح عموم برسد.

وی افزود: ما اندیشه فطرت را به خوبی بازسازی نکردیم. فطرت اگر تبیین درست عقلانی شود بین فطرت و نفس اماره تمایز قائل می شود.

یثربی با اشاره به وضعیت کنونی جامعه گفت: جامعه ما به سوی عرفان های کاذب می رود. در جهان سوم در کشورهای سنتی دولت مسئول همه چیز است. اکنون دین به حساب دولت گذاشته می شود و تا حدودی گرایش های عرفانی به عنوان اعتراض بیان می شود.

عرفان حال و هوایی دارد و باید حال طرفداران آن پرسیده شود اما این طور نیست. اسلام به تزکیه نیاز دارد تا تلاوت شود و آن تزکیه در جامعه ما ضعیف است.

رمضانی بخشی از گرایش به جریان های عرفانی را حرکت های اعتراضی یا نداشتن معرفت دانست و گفت: هر کارخانه ای محصول خود را با آرم مشخصی تولید می کند. ما انسان را ساخته شده کارخانه الهی می دانیم اما گاهی شرایط نوع رفتار و تفکر انسانها را به گونه دیگر تغییر می دهد