پایگاه اطلاع رسانی استاد یزدانپناه

درخواست تماس       تلفن: (98) -----------  گفتگو با ما

طریقه احراقیه مرحوم سید علی آقا قاضی طباطبایی

متن صدا

ذكر طريقه احراقيّه مرحوم قاضى قدس سره براى از بين بردن ريشه اغراض و نيّات نفسانى‏

 

نقل است كه مرحوم قاضى رضوان الله عليه مى‏فرمودند: كه بهترين راه و سريعترين راه كه براى از بين بردن اغراض و نيّتهاى نفسانى كه در سلوك راه خدا مؤثّر باشد و حكم راه ميان بُرى كه يكباره سالك را نجات دهد و از هر داعيه و انگيزه غيرالهى و بالاخره از صفت بيرون آورد احراق است و آن طريقه را قرآن مجيد آموخته است. مثلًا كسى كه به او مصيبتى وارد آيد از موت اهل و فرزند يا غير آنها به طرق مختلفى مى‏توان خود را تسكين دهد مانند آنكه اين اهل و فرزند ممكن بود در آتيه براى من ضرر داشته باشند يا در انجام خواسته‏هاى خود مرا خسته كنند يا آنكه ديگران نيز مانند من زن و فرزند خود را از دست داده و مى‏دهند و نظائر آن.

ولى قرآن مجيد مى‏گويد: وَ بَشِر الصّابرينَ الَّذينَ إِذا أصَابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلّهِ وَ إنَّا الَيْهِ رَاجِعونَ يعنى همه چيز ملك مطلق خداست و انسان ابداً حقّى ندارد تا ادعاى ملكيت كند بنابراين مِلك مِلك خدا بوده و مالك، هر گو نه تصرفى بخواهد- بدون چون و چرا- در مِلك خود مى‏كند. اين طرز تفكر فوراً مصيبت زده را راحت مى‏كند.

يا آنكه شخص بسيارى از چيزهاى مادى و معنوى مى‏خواهد و بدانها دست نمى‏يابد و لذا در اضطراب و تشويش بسر مى‏برد چون به قرآن مراجعه كرد و ديد كه فقر او ذاتى است ديگر از نگرانى بيرون مى‏آيد و مى‏فهمد كه هر چيز نيز به او بدهند مال او نيست مال خدا است و او به فقر ذاتى خود باقى خواهد بود.

و در راه سلوك اگر بفهمد كه نفس او را خدا طمّاع قرار داده و به هر مقام و مَكْرمَتى طمع دارد و تا از اين طمع نگذرد از اين خواسته نفس عبور نكند به مقصود نخواهد رسيد و اين به آنستكه يكباره از تمام مشتهيات نفسانيّه از مقام كرامت و درجات چشم بپوشد و خود را از تمام نيّت‏ها و خواسته‏ها تهى كند در اين وقت كه ذهن از همه اغيار پاك شد جمال حضرت الهى تجلّى خواهد نمود و چون اين تفكر تمام نيّتها و صفتهاى او را گوئى آتش مى‏زند لذا اين طريقه را احراق گويند.

رساله سيرو سلوك منسوب به بحر العلوم، ص: ۱۵۵

 

                      كلام مرحوم قاضى مبنى بر كيفيت از بين بردن ريشه طمع در سالك

 

مرحوم قوچانى مى فرمودند: روزى با استاد خود مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقاى قاضى- رضوان الله عليه- اين راز را در ميان نهادم و استفسار و التماس چاره‏اى نمودم، فرمود: «به وسيله اتّخاذ طريقه احراق مى‏توان اين مسئله را حلّ نموده و اين معضله را گشود. و آن بدين طريق است كه بايد سالك به حقيقت ادراك كند كه خداوند متعال وجود او را وجودى طمّاع قرار داده است و هر چه بخواهد قطع طمع كند چون سرشت او با طمع است لذا منتج نتيجه‏اى نخواهد شد و قطع طمع از او ناچار مستلزم طمع ديگرى است و به داعيه طمعى بالاتر و عالى‏تر از آن مرحله دانى قطع طمع نموده است. بنابراين چون عاجز شد از قطع طمع و خود را زبون يافت طبعا امر خود را به خدا سپرده و از نيّت قطع طمع دست برمى‏دارد. اين عجز و بيچارگى ريشه طمع را از نهاد او سوزانيده و او را پاك و پاكيزه مى‏گرداند». البتّه بايد دانست كه ادراك اين معنى نظرى نيست و با نظر هم نتيجه نمى‏دهد بلكه ادراك واقعى آن احتياج به ذوق و

پيدايش حال دارد. اگر كسى يك مرتبه اين معنى را ذوقا ادراك كند خواهد فهميد كه ادراك تمام لذّات دنيا و ما فيها برابرى با اين حقيقت نمى‏كند.

و علّت اينكه اين طريقه را احراق نامند براى آنست كه يكباره خرمن هستيها و نيّتها و غصّه‏ها و مشكلات را مى‏سوزاند و از ريشه و بن قطع مى‏كند و اثرى از آن در وجود سالك باقى نمى‏گذارد.

در قرآن كريم در مواردى از طريقه احراقيّه استفاده شده است. اگر كسى براى وصول به مقصود از اين طريقه استفاده كند و در اين راه مشى نمايد راهى را كه بايد چندين سال طىّ كند در مدّت قليلى خواهد پيمود. يكى از مواردى كه در قرآن مجيد از آن استفاده شده است عبارت است از كلمه استرجاع:

انّا لِلّهِ وَ انّا الَيْهِ رَاجِعُون.

چون در هنگام شدائد و مصائب و نزول بلايا و فتن، انسان مى‏تواند به طرق مختلفى خود را تسكين دهد مثل اينكه متذكّر گردد كه مرگ براى همه است و مصيبت به همه اشخاص وارد مى‏شود و بدين وسيله كم‏كم خود را آرام مى‏كند، ولى خداوند به وسيله طريقه احراقيّه و تلقين كلمه استرجاع راه را كوتاه و مشكل را يكباره از ميان برمى‏دارد زيرا اگر انسان متذكّر شود كه خود او و هر چه از متعلّقات و ما يملك اوست ملك طلق خداست، يك روز به او داده و يك روز مى‏گيرد و كسى را در آن حقّ دخالتى نيست، وقتى كه انسان به خوبى ادراك كرد كه از اوّل مالك نبوده است و عنوان ملكيّت براى او مجازى بوده و بدون جهت خود را مالك تخيّل مى‏نموده است البتّه در صورت فقدان متأثّر نخواهد شد، و توجّه به اين نكته ناگهان راه را بر او هموار خواهد نمود.

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب، ص: ۱۲۵